محمد حسن خان اعتماد السلطنه

641

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

ولى به‌هرحال به مقام او لطمه‌اى وارد نشد . نصر الملك در شب سه‌شنبه 11 جمادى الثانيهء 1309 درگذشت و لقب و منصب و رياست ايلات و افواج ابوابجمعى او را به پسرش ميرزا نبى خان دادند . قمر السلطنه زن حاج ميرزا حسين خان برادر نصر الملك يك هفته بعد و ميرزا - يحيى خان برادر نصر الملك هم ده روزبعد از او درگذشتند . پسران ميرزا نبى خان و من جمله نصر الملك خيلى زرنگ و باهوش و كارى بودند . بى جهت نبود كه اعتضاد السلطنه در جواب ميرزا يوسف مستوفى كه پرسيده بود « پسران ميرزا نبى خان از چهار مادرند ؟ گفته بود بلى از چهار پدر هم هستند » ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 90 ) ولى درست آن است كه از سه مادرند ، زيرا حاج ميرزا حسين - خان و يحيى خان برادر پدرى و مادرى بودند . غوغاى تبريز ( ص 63 - ص 38 چاپ اول ) براى شرح مفصل رجوع شود به تاريخ تبريز تأليف نادر ميرزا و گويا دست خارجى هم در اين كار مداخله داشته است . فتنهء شيخ نصر خان در بوشهر ( ص 64 - ص 39 چاپ اول ) پسر شيخ عبد الرسول خان و نوادهء شيخ نصر خان اول و نبيرهء شيخ ناصر خان پسر شيخ مذكور ابو مهيرى و شيخ ناصر خان ناخداباشى كشتيهاى نادر شاهى در خليج فارس بود . شيخ عبد الرسول خان در سال 1240 به دست خوانين دشتستانى كشته شد و شيخ - نصر خان به‌جاى او نشست و گاهگاه حاكم بود و زمانى معزول . در 1266 ميرزا محمد على خان پسر حاجى حيدر على خان شيرازى كه بعدا به ناظم الملك ملقب شد ، در خدمت امير كبير انجام خدمات بهرام ميرزاى معز الدوله را متقبل شده به فارس آمد و حكومت بوشهر را براى شيخ نصر خان استدعا كرد . شيخ كه در شيراز بود به بوشهر رفت اما در اداى ماليات سستى كرد . سپاهى به سركوبى او رفت اما كار مهمى صورت نگرفت . لكن صاحب فارس‌نامه مىنويسد كه ناظم الملك طلبى از شيخ نداشت و شيخ در اداى دين مسامحه مىكرد و او حكومت بوشهر را از دولت خواست و دولت نيز موافقت نمود . ناظم الملك برادر خود را به بوشهر فرستاد و او را مأمور گرفتن شيخ كرد . شيخ از جريان آگاه شده اموال خود را در كشتى گذاشته به جزيرهء خارك فرستاد و خود با چند تفنگچى در بندر نشست و چند عرادهء توپ را هم كه در بوشهر بود به بالاى برج